مطالعه

متن های برگزیده ادبی

بخشی از کتاب کافا در کرانه

بخشی از کتاب کافا در کرانه

گاه سرنوشت مثل توفان شنی است که مدام تغییر سمت می دهد. تو سمت را تغییر می دهی، اما توفان دنبالت می کند. تو باز بر می گردی، اما توفان با تو میزان می شود. این بازی مدام تکرار می شود، مثل رقص شومی با مرگ پیش از سپیده دم. چرا؟ چون این توفان چیزی […]

بخشی از کتاب شازده کوچولو

بخشی از کتاب شازده کوچولو

روباه گفت: کاش سر همان ساعت دیروز آمده بودی. اگر مثلا سر ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه تو دلم قند آب می شود و هر چه ساعت جلوتر برود بیش تر احساس شادی و خوش بختی می کنم. ساعت چهار که شد دلم بنا می کند شور زدن و نگران […]

بخشی از کتاب “بادبادک باز” اثر خالد حسینی

بخشی از کتاب “بادبادک باز” اثر خالد حسینی

همان شب اولین داستانم را نوشتم.نیم ساعت طول کشید.داستان دلگیر کوتاهی بود درباره مردی که فنجانی جادویی پیدا کرد و فهمید که اگر تویش اشک بریزد ،اشکها بدل به مروارید میشوند.اما هرچند از مال دنیاچیزی نداشت ،شاد وخندان بود و کمتر اشک میریخت.پس در صدد برآمد راه هایی پیدا کند و غمگین شود تا بتواندبا […]

کتاب لاشخور اثر فرانتس کافکا

کتاب لاشخور اثر فرانتس کافکا

لاشخور به پاهایم نوک می‌زد. پوتین‌ها و جوراب‌هایم را پاره کرده بود و به خود پاهایم نوک می‌زد. یکسره ضربه می‌زد، بعد با ناآرامی‌ چندبار در هوا پیرامونم چرخی می‌زد و به کارش ادامه می‌داد. مردی از کنارم گذشت، لحظه‌ای به من نگریست و پرسید که چرا در برابر این لاشخور صبر پیشه کرده ام. […]

بخشی از کتاب عقاید یک دلقک!

بخشی از کتاب عقاید یک دلقک!

این واقعیت که منتقدان خود قابل انتقاد هستند چیز زیاد بدی نیست ، عیب آن است که آن ها به برنامه ی خود به دید انتقادی نگاه نمی کنند و خود را عاری از نقص و اشکال می بینند و این خیلی ناخوشایند است.” کتاب عقاید یک دلقک اثر هاینریش بل  

نان سال های جوانی

نان سال های جوانی

گرسنگی قیمت ها رابه من یاد داد، فکر نان تازه مرا کاملا از خود بی خود می کرد، و من غروب ها ساعت های متمادی بی هدف در شهر پرسه می زدم و به هیچ چیز دیگر فکر نمیکردم به جز نان. چشم هایم می سوخت، زانوهایم از ضعف خم می شد و حس می […]

کلیدر (قسمت دوم)

کلیدر (قسمت دوم)

عشق اگرچه می سوزاند اما جلای جان نیز هست. لحظه هارا رنگین می کند.سرخ. خون را داغ می کند. آفتاب است. فراز و فرود جان. کوهستانی افسانه ایست. هموار به ناهموار ناهموار به هموار. کشف تازه ای از خود در خود. ریشه هایی تازه در قلب به جنبش و رویش آغاز می کنند. در انبوه […]

تولستوی و جوانی بر باد رفته

تولستوی و جوانی بر باد رفته

جوانی برباد رفته نام داستان کمتر خوانده شده‌تری از لئو تولستوی است. داستان درباره زندگی یک اسب پیر است و فراز و فرود‌های زندگیش را تعریف می‌کند. داستان مثل زندگی بسیاری از انسان‌هاست که مورد بی‌مهری و قضاوت‌های نادرست همنوعان خود قرار گرفته‌اند. قسمتی از داستان را بخوانید، شاید کشش کافی برای شما ایجاد کند […]

برشی از کتاب کلیدر

برشی از کتاب کلیدر

وقتی کسی دروغ می گوید ، دروغی رفتار می کند ، هیچکس بهتر از خود او و تندتر از خود او مایه این دروغ را احساس نمی کند. شرافت شکسته شده او را ، هیچکس بهتر از خود او به روشنی نمی بیند. کلیدر محمود دولت آبادی

دومین مکتوب

دومین مکتوب

و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم، در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل […]