مطالعه

متن های برگزیده ادبی

بخشی از کتاب سال بلوا

بخشی از کتاب سال بلوا

-آدم عاشق باشد و نتواند به کسی بگوید، غم انگیز نیست؟ خیلی دلم میخواست روبروی من بنشینی تا بگویم نگاه کن آدمها چقدر ضعیف میشوند؟! چرا فکر نمیکنند؟ مگر آدم هر حرفی به زبانش آمد می گوید؟ مثل بچه های لجباز روح آدم را میجوند تا حرف خودشان را به کرسی بنشانند. نه به عشق […]

زاده برای عشق

زاده برای عشق

برخی گمان می کنند با تغییر محل سکونت، آدمهای تازه دور خود جمع کردن، تغییر شغل یا مسافرت می توانند از شرّ مشکلاتشان خلاص شوند. فراموش می کنند که هر جا بروند خودشان را همراه میبرند. نمیتوانیم از آنچه که هستیم فرار کنیم، اگر در شیکاگو افسرده باشیم، در لوس آنجلس هم احساس افسردگی خواهیم […]

با پیر پرنیان اندیش (بخش دوم)

با پیر پرنیان اندیش (بخش دوم)

امروز در بخش مطالعه رخ آنلاین همانطور که وعده کرده بودیم قسمت دیگری از کتاب پیر پرنیان اندیش را با شما به اشتراک می گذاریم. در این بخش کوتاه نگاهی به دوران کودکی هوشنگ ابتهاج وجود دارد. «خونواده ما از این نظر عجیب و غریب بود. پدرم مذهبی نبود. اما مادرم یک مذهبی خیلی عجیب […]

با پیر پرنیان اندیش (بخش یکم)

با پیر پرنیان اندیش (بخش یکم)

قرار است تا مدتی در بخش مطالعه رخ آنلاین کتاب زیبای پیر پرنیان اندیش را با شما شریک شویم. قسمت های جذابش را! هرچند که کل کتاب جذاب است و سخت است جدا کردن خوب هایش. اما طبعا نوشتن همه بخش هایش نه میسر است نه اخلاقی. پیر پرنیان اندیش شاهکاری است حاصل صدها ساعت […]

بازی زندگی

بازی زندگی

زندگی، یک بازی است؛ بیشتر مردم زندگی را پیکار می‌انگارند. اما زندگی پیکار نیست، بازی است. زندگی، بازی بزرگ داد و ستد است. زیرا آنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد…. یعنی هر آنچه از آدمی در سخن یا عمل آشکار شود یا بروز کند به خود او باز خواهد گشت؛ و هر چه […]

دعوت به آرامش با خوشه های خشم!

دعوت به آرامش با خوشه های خشم!

مجله رخ آنلاین امروز شما را دعوت می کند به مطالعه بخش کوتاهی از کتاب زیبای خوشه های خشم… مادر گفت: –  گمون می‌کنم برا این‌که به اونجا برسیم باید دو هزار مایل سفر کنیم. توم، بنظر تو دو هزار مایل چقدره؟ من رو یه نقشه نگاه کردم. تمام راه تپه ماهوره و باید از […]

آفتاب خودتان را پیدا کنید

آفتاب خودتان را پیدا کنید

بعضی از شماها شعر زیبای خلیل جبران را در مورد روابط بلدید. فقط چند تا از جمله‌هایش را نقل قول می‌کنم. بسیار زیباست. او می‌گوید: “با هم بخوانید، با هم بخندید و با هم برقصید، ولی بگذارید که دیگری تنها هم باشد. تارهای عود گرچه جدا از همند، ولی وقتی بلرزند، یک نغمه را سر […]

چند دقیقه را با “پیرمرد و دریا” بگذرانیم

چند دقیقه را با “پیرمرد و دریا” بگذرانیم

امروز باز هم قسمتی دیگری از کتاب پیرمرد و دریا اثر تحسین شده ارنست همینگوی را با هم می‌خوانیم. امیدوارم این متن کوتاه که از کتاب انتخاب شده، شما را ترغیب به خواندن کامل این کتاب کند. این رمان در سال ۱۹۵۱ در کوبا نوشته شد و در ۱۹۵۲ به چاپ رسید. پیرمرد و دریا […]

بخشی از کتاب پیرمرد و دریا

بخشی از کتاب پیرمرد و دریا

به خود گفت: نه. تو از همان لحظه‌ای که از ساحل خیلی دور شدی بخت و اقبال خودت را هم از دست دادی…نباید ایتقدر ابله بود.قایق را بران… شاید باز هم کمی بخت با تو یار باشد. سپس ادامه داد: اگر محلی بود که بخت و اقبال را میفروختند، دلم می‌خواست می‌توانستم کمی از آن […]

بخشی از کتاب سمفونی مردگان شاهکار عباس معروفی

بخشی از کتاب سمفونی مردگان شاهکار عباس معروفی

پدر نماز وحشت خواند،و بعد که هوا گرگ و میش شد،بی آن که با کسی حرف بزند به حیاط رفت.در زیرزمین را با لگد گشود،و درست در لحظه ای که خورشید از تیرگی در آمد ،آن اتاق را با تمام اثاثیه و کتاب هایش به آتش کشید.روی لکه ی سیاهی که کنار حوض از ماه […]