“نقد” کردن  یا  “نق” زدن

“نقد” کردن یا “نق” زدن

ادوارد سعید،  کتابی با عنوان “روشنفکر کیست؟ روشنفکری چیست؟” نوشته است که در ان وظیفه روشنفکر را ؛
“نقد نهادهای حاکم و قدرت” می‎داند.
یک اصل مهم که در طول تاریخ در عرض جغرافیا به اثبات رسیده این است که؛

🚫 قدرت بدون “نقد” فساد می‎آورد.

اخلاقی‎ترین آدم‎ها هم وقتی در بالای پلکان قدرت بنشینند، اگر بطور جدی با “نظارت و نقد” کنترل نشوند دچار “خودشیفتگی” می‎شوند و پس از این به باتلاق “ایدئوکراسی” فرو می‎غلتند (یعنی “مذهب حافظ قدرت”) و پس از آن هرچه بر دیگران مکروه و حرام است بر “حاکم” مباح می‎گردد.

به همین دلیل در جامعه، “روشنفکر” نقد می‎کند و نقد می‎کند تا نهادهای قدرت “سالم” بمانند.
یکی از ویژگی هایی که روشنفکر را از “روشنفکر نما” جدا می‎کند این است که روشنفکرنما “نقد” نمی‎کند بلکه “نق می‎زند”.
🚫 نقد کردن کار آسانی نیست.

شما برای نقد کردن مدیریت یک سیستم، لازم است تاریخچه و گردش کار این سیستم را بدانید، آمار و ارقام مربوط به این سیستم را مرور کنید و با فرایند تجزیه و تحلیل اطلاعات آشنا باشید.
پس نقد کردن تخصص و مهارت و صرف وقت و انرژی می‎خواهد. اما شما می‎توانید راجع به هرچیزی “نق” بزنید بدون این که کمترین وقتی صرف مطالعه و پژوهش آن کرده باشید!

🚫 “نق زدن” یک فرایند “هیجان مدار” است.

یعنی ما با نق زدن آرام‎تر می‎شویم، خشم و غم‎مان را با دیگران در میان می‎گذریم و “درد دل” می کنیم اما “نقد کردن” یک فرایند “مسأله مدار” است، ما هنگام نقد ، خودمان را سبک نمی‎کنیم بلکه مساله را “حلّاجی” و زیر و رو می‎کنیم.
“نق زدن” مخاطب تعریف شده‎ای ندارد، کافی ا‎ست گوش مفت بیابی، آن وقت می‎توانی شروع به نق زدن کنی ولی نقد کردن، مخاطب تعریف شده‎ای دارد.

نقد کردن علاوه بر نیاز به دانش و مهارت و صرف وقت و انرژی، نیاز به شهامت و شجاعت دارد، شجاعت پرداخت هزینه!
بنابرین یکی دیگر از ویژگی‎های روشنفکران که آن ها را از روشنفکرمآبان جدا می‎کند “شجاعت” است.
البته این جا لازم است راجع به گروهی از روشنفکران توضیح دهم که کار سخت‎تری در پیش می‎گیرند و آن “آگاه سازی” توده‎های مردم است.
کسی که قرار است توده‎های مردم را آگاه نماید از یک سو باید دارای دانش و مهارت نقد باشد و از سویی باید بتواند با زبان غیر تخصصی سخن بگوید.
بسیاری از روشنفکران که به این قلمرو پا گذاشتند یا از این طرف یا از آن طرف فرو افتادند. با این حال این قلمرو پرخطر را نباید خالی گذشت چرا که با خالی گذاشتن این قلمرو جا را برای هیاهو گران،  “پوپولیست‎های واقعی” باز میگذارند.

روشنفکر به حرکت دائمی و پله پله اجتماع امیدوار است بنابراین تماسش را با جامعه حفظ می‎کند و تیم و تشکّل می‎سازد. منظورم از تشکل، “محفل بی محتوای هیاهوگر” نیست بلکه نهادهای مدنی است، نهادهای مدنی شناسنامه‎دار که بطور دائمی رشد می‎کنند و با جامعه‎ی بیرون از خود ارتباط برقرار می‎کنند، اثر می‎گذارند و اثر می‎پذیرند.