بخشی از کتاب

بخشی از کتاب “دختر کشیش”

بخشی از کتاب “دختر کشیش”

در میان انسانها دونوع آدمِ حریص وجود دارد: – حریصان شجاع که اگر بتوانند، دنیا را به ویرانی می کشند تا پول بدست آورند؛ اما با این حال هیچگاه به یک دوریالی دوبار نمی نگرند! – و دیگر موجودات حقیری که جسارتِ دست یازیدن به کارهای بزرگ را ندارند؛ اما همیشه برای بی مقدارترین پولی، […]

بخشی از کتاب “چشم هایش” اثر بزرگ علوی

بخشی از کتاب “چشم هایش” اثر بزرگ علوی

زیر تابلو، زیر قاب عکس، استاد به خط خود نوشته بود: چشم هایش- یعنی چشم های زنی که او را خوشبخت کرده یا به روز سیاه نشانده. چشم های زنی که در هر حال در زندگی استاد اثر سنگینی گذاشته و نقاش را برانگیخته است.  به چه قصد این صورت را ساخته بود؟ آیا بدین […]

بخشی از کتاب کافا در کرانه

بخشی از کتاب کافا در کرانه

گاه سرنوشت مثل توفان شنی است که مدام تغییر سمت می دهد. تو سمت را تغییر می دهی، اما توفان دنبالت می کند. تو باز بر می گردی، اما توفان با تو میزان می شود. این بازی مدام تکرار می شود، مثل رقص شومی با مرگ پیش از سپیده دم. چرا؟ چون این توفان چیزی […]

بخشی از کتاب شازده کوچولو

بخشی از کتاب شازده کوچولو

روباه گفت: کاش سر همان ساعت دیروز آمده بودی. اگر مثلا سر ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه تو دلم قند آب می شود و هر چه ساعت جلوتر برود بیش تر احساس شادی و خوش بختی می کنم. ساعت چهار که شد دلم بنا می کند شور زدن و نگران […]

بخشی از کتاب “بادبادک باز” اثر خالد حسینی

بخشی از کتاب “بادبادک باز” اثر خالد حسینی

همان شب اولین داستانم را نوشتم.نیم ساعت طول کشید.داستان دلگیر کوتاهی بود درباره مردی که فنجانی جادویی پیدا کرد و فهمید که اگر تویش اشک بریزد ،اشکها بدل به مروارید میشوند.اما هرچند از مال دنیاچیزی نداشت ،شاد وخندان بود و کمتر اشک میریخت.پس در صدد برآمد راه هایی پیدا کند و غمگین شود تا بتواندبا […]

بخشی از کتاب سال بلوا

بخشی از کتاب سال بلوا

-آدم عاشق باشد و نتواند به کسی بگوید، غم انگیز نیست؟ خیلی دلم میخواست روبروی من بنشینی تا بگویم نگاه کن آدمها چقدر ضعیف میشوند؟! چرا فکر نمیکنند؟ مگر آدم هر حرفی به زبانش آمد می گوید؟ مثل بچه های لجباز روح آدم را میجوند تا حرف خودشان را به کرسی بنشانند. نه به عشق […]

با پیر پرنیان اندیش (بخش دوم)

با پیر پرنیان اندیش (بخش دوم)

امروز در بخش مطالعه رخ آنلاین همانطور که وعده کرده بودیم قسمت دیگری از کتاب پیر پرنیان اندیش را با شما به اشتراک می گذاریم. در این بخش کوتاه نگاهی به دوران کودکی هوشنگ ابتهاج وجود دارد. «خونواده ما از این نظر عجیب و غریب بود. پدرم مذهبی نبود. اما مادرم یک مذهبی خیلی عجیب […]

با پیر پرنیان اندیش (بخش یکم)

با پیر پرنیان اندیش (بخش یکم)

قرار است تا مدتی در بخش مطالعه رخ آنلاین کتاب زیبای پیر پرنیان اندیش را با شما شریک شویم. قسمت های جذابش را! هرچند که کل کتاب جذاب است و سخت است جدا کردن خوب هایش. اما طبعا نوشتن همه بخش هایش نه میسر است نه اخلاقی. پیر پرنیان اندیش شاهکاری است حاصل صدها ساعت […]

دعوت به آرامش با خوشه های خشم!

دعوت به آرامش با خوشه های خشم!

مجله رخ آنلاین امروز شما را دعوت می کند به مطالعه بخش کوتاهی از کتاب زیبای خوشه های خشم… مادر گفت: –  گمون می‌کنم برا این‌که به اونجا برسیم باید دو هزار مایل سفر کنیم. توم، بنظر تو دو هزار مایل چقدره؟ من رو یه نقشه نگاه کردم. تمام راه تپه ماهوره و باید از […]

چند دقیقه را با “پیرمرد و دریا” بگذرانیم

چند دقیقه را با “پیرمرد و دریا” بگذرانیم

امروز باز هم قسمتی دیگری از کتاب پیرمرد و دریا اثر تحسین شده ارنست همینگوی را با هم می‌خوانیم. امیدوارم این متن کوتاه که از کتاب انتخاب شده، شما را ترغیب به خواندن کامل این کتاب کند. این رمان در سال ۱۹۵۱ در کوبا نوشته شد و در ۱۹۵۲ به چاپ رسید. پیرمرد و دریا […]

12