بریده کتاب

بخشی از کتاب “دختر کشیش”

بخشی از کتاب “دختر کشیش”

در میان انسانها دونوع آدمِ حریص وجود دارد: – حریصان شجاع که اگر بتوانند، دنیا را به ویرانی می کشند تا پول بدست آورند؛ اما با این حال هیچگاه به یک دوریالی دوبار نمی نگرند! – و دیگر موجودات حقیری که جسارتِ دست یازیدن به کارهای بزرگ را ندارند؛ اما همیشه برای بی مقدارترین پولی، […]

بخشی از کتاب کافا در کرانه

بخشی از کتاب کافا در کرانه

گاه سرنوشت مثل توفان شنی است که مدام تغییر سمت می دهد. تو سمت را تغییر می دهی، اما توفان دنبالت می کند. تو باز بر می گردی، اما توفان با تو میزان می شود. این بازی مدام تکرار می شود، مثل رقص شومی با مرگ پیش از سپیده دم. چرا؟ چون این توفان چیزی […]

بخشی از کتاب سال بلوا

بخشی از کتاب سال بلوا

-آدم عاشق باشد و نتواند به کسی بگوید، غم انگیز نیست؟ خیلی دلم میخواست روبروی من بنشینی تا بگویم نگاه کن آدمها چقدر ضعیف میشوند؟! چرا فکر نمیکنند؟ مگر آدم هر حرفی به زبانش آمد می گوید؟ مثل بچه های لجباز روح آدم را میجوند تا حرف خودشان را به کرسی بنشانند. نه به عشق […]

دعوت به آرامش با خوشه های خشم!

دعوت به آرامش با خوشه های خشم!

مجله رخ آنلاین امروز شما را دعوت می کند به مطالعه بخش کوتاهی از کتاب زیبای خوشه های خشم… مادر گفت: –  گمون می‌کنم برا این‌که به اونجا برسیم باید دو هزار مایل سفر کنیم. توم، بنظر تو دو هزار مایل چقدره؟ من رو یه نقشه نگاه کردم. تمام راه تپه ماهوره و باید از […]